استکبارستیزی از یک شعار انقلابی تا یک مسئولیت همیشگی
  • 1405/08/13 - 16:16
  • - تعداد بازدید: 10
  • - تعداد بازدیدکننده: 5
  • زمان مطالعه : 7 دقیقه
  • /appsettingFree

استکبارستیزی از یک شعار انقلابی تا یک مسئولیت همیشگی

دکتر مجتبی نوروزی، استادیار دانشگاه علوم و معارف قرآن کریم- دانشکده مشهد

استکبارستیزی در ادبیات انقلاب اسلامی، صرفاً یک شعار سیاسی یا واکنشی مقطعی به رفتار قدرت‌های سلطه‌گر نیست؛ بلکه برخاسته از نگرشی اعتقادی، قرآنی و انسانی درباره آزادی، استقلال، عدالت و کرامت ملت‌هاست. این نگرش بر اصلی اساسی تأکید دارد: هیچ قدرتی حق ندارد اراده، سرنوشت و حقوق ملت‌های دیگر را تابع خواسته‌های خود سازد. از این منظر، استکبارستیزی نه به یک مناسبت تاریخی محدود می‌شود و نه با تغییر شرایط سیاسی، موضوعیت خود را از دست می‌دهد؛ بلکه مسئولیتی مستمر برای حفظ عزت و استقلال جامعه به‌شمار می‌رود.

استکبار؛ فراتر از یک قدرت سیاسی

برای فهم درست استکبارستیزی، ابتدا باید مفهوم استکبار را شناخت. استکبار تنها به معنای برخورداری از قدرت نظامی، اقتصادی یا سیاسی نیست؛ بلکه نوعی نگرش و رفتار است که در آن، فرد یا قدرتی خود را برتر از دیگران می‌پندارد و بر همین اساس، برای خود حق تصمیم‌گیری درباره سرنوشت دیگران قائل می‌شود. در چنین منطقی، ملت‌های مستقل نه صاحبان حق و اراده، بلکه ابزارهایی برای تأمین منافع قدرت‌های مسلط تلقی می‌شوند.

قرآن کریم در آیات متعددی، استکبار را یکی از ویژگی‌های جریان‌های مخالف حق معرفی می‌کند. در داستان حضرت موسی(ع)، فرعون نمونه روشنی از قدرت استکباری است؛ قدرتی که با تکیه بر امکانات سیاسی و نظامی، مردم را به اطاعت از خود وادار می‌کرد و حتی اراده و هویت آنان را تحت سلطه قرار می‌داد. قرآن درباره رفتار فرعون می‌فرماید: «إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلَا فِی الْأَرْضِ وَجَعَلَ أَهْلَهَا شِیَعًا یَسْتَضْعِفُ طَائِفَةً مِنْهُمْ...» (قصص، ۴)؛ فرعون در زمین برتری‌جویی کرد و مردم آن را گروه‌گروه ساخت؛ گروهی از آنان را به استضعاف می‌کشید.»

این آیه نشان می‌دهد که استکبار صرفاً یک خصلت فردی نیست، بلکه می‌تواند به ساختاری سیاسی و اجتماعی تبدیل شود که با ایجاد تبعیض، تفرقه و محرومیت، سلطه خود را استمرار می‌بخشد.

استکبارستیزی؛ مبنایی قرآنی برای عزت و استقلال

در منطق قرآن، انسان موجودی برخوردار از کرامت است و هیچ فرد یا قدرتی نباید این کرامت را از او سلب کند. از همین رو، سلطه‌پذیری و پذیرش تحقیر با عزت انسانی و مسئولیت دینی سازگار نیست. قرآن کریم در آیه‌ای کوتاه، اما بنیادین، می‌فرماید: «...وَلِلَّهِ الْعِزَّةُ وَلِرَسُولِهِ وَلِلْمُؤْمِنِینَ...» (منافقون، ۸)؛ عزت از آن خدا و پیامبر او و مؤمنان است.»

براساس این نگرش، جامعه مؤمن نباید در برابر اراده تحمیلی قدرت‌های سلطه‌گر، هویت و استقلال خود را از دست بدهد. البته استکبارستیزی به معنای قطع ارتباط با جهان یا مخالفت با هرگونه تعامل سیاسی، اقتصادی و فرهنگی نیست؛ بلکه به معنای رد رابطه‌ای است که بر پایه تحقیر، تهدید، اجبار و نادیده‌گرفتن حقوق ملت‌ها شکل گرفته باشد. میان تعامل برابر با دیگر ملت‌ها و پذیرش سلطه قدرت‌های برتر تفاوتی اساسی وجود دارد. از این منظر، استکبارستیزی نه به معنای دشمنی با ملت‌ها و جوامع دیگر، بلکه به معنای مخالفت با نظام سلطه و رفتارهایی است که استقلال و حقوق ملت‌ها را نقض می‌کنند.

استکبارستیزی؛ یکی از آرمان‌های انقلاب اسلامی

انقلاب اسلامی ایران در شرایطی شکل گرفت که استقلال سیاسی و رهایی از وابستگی به قدرت‌های خارجی، از مطالبات مهم بخش‌هایی از جامعه بود. شعارهایی همچون استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی، بیانگر خواست عمومی برای تعیین سرنوشت کشور به دست مردم و پایان‌دادن به مداخلات سلطه‌جویانه خارجی بود.

از این منظر، استکبارستیزی یکی از مؤلفه‌های هویتی انقلاب اسلامی به شمار می‌رود؛ زیرا استقلال سیاسی بدون برخورداری از اراده مستقل و توان تصمیم‌گیری درباره مسائل اساسی کشور، تحقق کامل نمی‌یابد. تجربه تاریخی ایران نیز نشان داده است که مداخلات خارجی می‌توانند در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی بر مسیر تحولات یک کشور تأثیرگذار باشند.

بااین‌حال، استکبارستیزی نباید صرفاً در بازخوانی حوادث تاریخی یا تکرار شعارها خلاصه شود. اگر این مفهوم قرار است همچنان آرمانی زنده باشد، باید در عرصه‌های مختلف زندگی اجتماعی و ملی، از جمله تقویت استقلال اقتصادی، توسعه علمی، حفظ هویت فرهنگی و افزایش توان تصمیم‌گیری کشور، نمود پیدا کند.

چهره‌های جدید سلطه در جهان امروز

استکبار در جهان معاصر، تنها از طریق اشغال نظامی یا حضور مستقیم در سرزمین دیگران تحقق نمی‌یابد. گاهی ابزارهای اقتصادی، فناوری، رسانه‌ای و فرهنگی نیز برای اعمال فشار و گسترش نفوذ به کار گرفته می‌شوند. تحریم‌های یک‌جانبه، محدودسازی دسترسی به فناوری، فشارهای مالی، عملیات رسانه‌ای و تلاش برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی، از جمله ابزارهایی هستند که در برخی منازعات بین‌المللی برای اعمال قدرت و محدودکردن استقلال کشورها مورد استفاده قرار می‌گیرند.

در چنین شرایطی، استکبارستیزی نیز نیازمند شناختی دقیق‌تر و متناسب با تحولات زمان است. امروز مقابله با سلطه، تنها به معنای ایستادگی سیاسی نیست؛ بلکه تقویت توان علمی و فناوری، کاهش وابستگی‌های آسیب‌زا، ارتقای سواد رسانه‌ای، افزایش قدرت تحلیل جامعه و حفظ انسجام ملی نیز بخشی از الزامات آن به شمار می‌رود.

در این میان، نباید هر اختلاف سیاسی یا اقتصادی با یک کشور دیگر را به‌سرعت مصداق استکبار تلقی کرد. تشخیص رفتار سلطه‌گرانه باید بر اساس شواهد، بررسی منصفانه روابط و توجه به معیارهایی همچون اجبار، تهدید، تبعیض و نقض حقوق ملت‌ها صورت گیرد. چنین رویکردی مانع از آن می‌شود که استکبارستیزی از مفهومی تحلیلی و ارزشی به برچسبی برای داوری‌های شتاب‌زده تبدیل شود.

استکبارستیزی؛ مسئولیت همیشگی جامعه

یکی از آسیب‌های احتمالی در مواجهه با آرمان‌های انقلابی، محدودکردن آن‌ها به مناسبت‌های خاص و مراسم نمادین است. استکبارستیزی نیز اگر تنها در قالب شعار و یادآوری رویدادهای تاریخی باقی بماند، از ظرفیت واقعی خود برای ایجاد تحول در جامعه فاصله خواهد گرفت.

استکبارستیزی در سطح فردی، با نفی خودبرتربینی، تحقیر دیگران و پذیرش بی‌چون‌وچرای قدرت آغاز می‌شود. در سطح اجتماعی، به معنای مقابله با تبعیض، بی‌عدالتی و هرگونه تلاش برای سلب حقوق انسان‌هاست و در سطح ملی، در قالب پاسداری از استقلال، تقویت توان داخلی و جلوگیری از وابستگی‌های تحمیلی ظهور پیدا می‌کند.

از این رو، یکی از مهم‌ترین وظایف نسل جوان، شناخت درست مفهوم استکبار و شیوه‌های نوین سلطه است. جوانی که از نظر علمی، فرهنگی و رسانه‌ای توانمند باشد، بهتر می‌تواند در برابر جریان‌های تحمیل‌گر مقاومت کند و در تعیین سرنوشت جامعه خود نقش‌آفرین باشد. استقلال واقعی تنها با اعلام مخالفت با سلطه به دست نمی‌آید؛ بلکه به دانش، برنامه‌ریزی، خودباوری و تلاش مستمر نیاز دارد.

از شعار تا سبک زندگی

استکبارستیزی زمانی از یک شعار فراتر می‌رود که به نگرشی پایدار در زندگی فردی و اجتماعی تبدیل شود؛ نگرشی که در آن، عزت انسان‌ها، استقلال ملت‌ها و عدالت، اصولی غیرقابل معامله باشند.

جامعه‌ای که در برابر سلطه خارجی ایستادگی می‌کند، باید در درون خود نیز نسبت به بی‌عدالتی، تبعیض، فساد و تحقیر انسان‌ها حساس باشد؛ زیرا نمی‌توان از استقلال و عزت سخن گفت، اما در مناسبات داخلی، حقوق و کرامت افراد را نادیده گرفت.

بنابراین، استکبارستیزی تنها یک موضع سیاسی در برابر قدرت‌های سلطه‌گر نیست؛ بلکه نوعی مسئولیت تاریخی، اخلاقی و اجتماعی برای حفظ آزادی، استقلال و کرامت انسانی است. این آرمان هنگامی زنده و اثرگذار خواهد ماند که از سطح شعار به عرصه عمل راه یابد و در رفتار مسئولان، آگاهی مردم، توانمندی نسل جوان و مناسبات عادلانه اجتماعی نمود پیدا کند.

شاید مهم‌ترین پرسش پیش روی ما این باشد: آیا استکبارستیزی را تنها در مخالفت با سلطه دیگران می‌دانیم یا آن را مسئولیتی برای ساختن جامعه‌ای مستقل، توانمند، عادلانه و عزتمند نیز تلقی می‌کنیم؟ پاسخ به این پرسش، مرز میان تکرار یک شعار تاریخی و وفاداری عملی به یک آرمان انقلابی را مشخص می‌کند.

  • گروه خبری : اخبار
  • کد خبر : 4505
کلمات کلیدی
مدیر سایت مشهد
خبرنگار

مدیر سایت مشهد

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید